تبليغاتX
نیشابور- شهر عشق
----

اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده.وبه درخواست يکي از دوستانم اين داستان رو گذاشتم حتما بخونيدش خيلي جالبه.
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!!
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شديدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقي به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم، اگر سعي کني.


+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 2:44 PM  توسط محسنی  | 

و ناگهان مرگ ...

صدای تار که در خانه می پیچید از خود بی خود می شد. هنوز کوچک تر از آن بود که بتواند ساز دست بگیرد و انگشتانش ظریف تر از آن بود که زخمه به سیم بزند. با این همه، شوری در دستانش بود که صبوری از او گرفت و دیری نگذشت که پدر فهمید که جان پرویز تشنه ی زخمه و سیم است. اینگونه شد که پدر که تار و ویولن را شیرین می نواخت و با تاریخ و ادبیات و فلسفه نیز دمخور بود، شد اولین معلم پرویز. 

از همان پنج سالگی که ساز را دست او گذاشت گوشش را هم به اشعار فردوسی و حافظ آشنا کرد. این انس به ادبیات ودیعه ای بود که پدر در وجود او نهاد و بعد ها همین شعور ادبی به کمکش امد و موجب خلق قطعات و تصنیف هایی شد که انگار شعر چون جانی بود که در کالبدشان دمیده شده باشد.


ب......................رو به.......................>>>>.......................>>>....................... ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 4 مهر1388ساعت 9:43 AM  توسط محسنی  | 

 

عروسي خونين پايان يافت و داماد دروغين به حجله در آمد.

صندوق ها بر خود لرزيدند و ديوان در تاريكي رقصيدند.

قربانيان در كفن هاي سپيد به نظاره ايستادند و زندانيان با دست هاي بريده كف زدند

وجهانيان يك چشم خشم ويك چشم نفرت، داماد را بدرقه كردند.

چشم روزگار فاش گريست و خون از سر ايوان جمهوري گذشت.

 شيطان خنديد و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضيلت به خواب رفت.

 


ب......................رو به.......................>>>>.......................>>>....................... ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 9:40 AM  توسط محسنی  | 

 

FunPatogh.Com Community For Persians

FunPatogh.Com Community For Persians

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.

سلامتی:

۱- آب فراوان بنوشید.

۲- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.

۳- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

۴- بااین ۳ تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)،Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).

۵- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.

۶- بیشتر بازی کنید.

۷- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

۸- روزانه ۱۰ دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

۹- ۷ ساعت بخوابید.

۱۰- هر روز ۱۰ تا ۳۰ دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

شخصیت:

۱۱- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

۱۲- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

۱۳- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

۱۴- خیلی خود را جدی نگیرید.

۱۵- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

۱۶- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

۱۷- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

۱۸- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

۱۹- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید.نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

۲۰- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.

۲۱- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

۲۲- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستندو به مانند کلاس جبر می‌باشند.

۲۳- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.

۲۴- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

جامعه:

۲۵- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

۲۶- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

۲۷- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

۲۸- زمانی را با افراد بالای ۷۰ سال و زیر ۶ سالبگذرانید.

۲۹- سعی کنید حداقل هر روز به ۳ نفر لبخند بزنید.

۳۰- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

۳۱- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

زندگی:

۳۲- کارهای مثبت انجام دهید..

۳۳- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

۳۴- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)

۳۵- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

۳۶- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

۳۷- حتی بهترین هم می‌آید.

۳۸- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خداوند تشکر کنید.

۳۹- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:

۴۰- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بفرستید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 8:44 AM  توسط محسنی  | 

به روايت افسانه‌ها روزي شيطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد.
او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت. اين وسايل شامل خودپرستي، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبي و ديگر شرارت‌ها بود.
ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر مي‌رسيد، بهاي گراني داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.

كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست؟

شيطان پاسخ داد: اين نوميدي و افسردگي‌ست

آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است؟

شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون اين مؤثرترين وسيلة من است. هرگاه ساير ابزارم بي‌اثر مي‌شوند، فقط با اين وسيله مي‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه كنم و كاري را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسي را به احساس نوميدي، دلسردي و اندوه وا دارم، مي‌توانم با او هر آنچه مي‌خواهم بكنم..
من اين وسيله را در مورد تمامي انسان‌ها به كار برده‌ام. به همين دليل اين قدر كهنه است

 
+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 10:22 AM  توسط محسنی  | 

مردي مي آيد از تبار نور , از تبار عاشقان و شوريدگان , مردي كه محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل , با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شكوفا كند .

مردي كه طلوع مهر انگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاكان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد .

علي , فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود . ياس ها و نرگس ها در بي كران هاي گذرگاه هستي, عرشيان  و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند; چرا كه عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند ; آبهاي همه درياها از انعكاس نا م او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري , در وزش لا به لاي شاخ وبرگهاي بيدهاي مجنون نام اورا زمزمه مي كنند و نغمه خوش طنين نام اوست كه اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم درآورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان كرده است.

او علي است ; طبيبي كه هر كجا كه لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دلهاي نابينا و گوشهاي ناشنوا و زبانهاي بي كلام را درمان مي كند. 

او علي است كه غقلت و ناداني وحيرت وسرگرداني را معالجه و روشني هاي حكمت و عرفان را تقديم دلها و جانهاي تشنه عاشقان الهي مي كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 6:23 PM  توسط محسنی  | 

 

1- اعداد بدرد نخور را به دور بریز . این شامل سن ، وزن و قد میشه . اجازه بده پزشکان برای اونها نگران باشند ، برای همین به اونها پول میدی دیگه .

 

2 - فقط با دوستان خوش اخلاق معاشرت کن ، غرغروها و بداخلاقها نابودت میکنند (ضمناً اگر جزو اون غرغروها یا بداخلاقها هستی این رو به خاطر بسپار) .

 

3 - شروع به یادگرفتن کن . کامپیوتر ، هنر ، باغبانی . . . هرچیزی که دوست داری ، هرکاری که اجازه نده مغزت بیکار بمونه . "مغز بیکار کارگاه شیطانه" ، و نام شیطان اینه : آلزایمر!

 

4 - از چیزهای کوچک و ساده لذت ببر .

 

5 - به جاهای نادرست و پر گناه نرو . برو به خرید ، حتی مسافرت به یه شهر ویا یک کشور دیگه اما نه به جائی که پراز گناه و خطاست وهمیشه یادخدا باش

 

6 - بیشتر مواقع طولانی بخند . آنقدر بخند که احتیاج به نفس تازه داشته باشی . و اگر دوستی داری که تورو میخندونه بیشتر وقت خودت را با او بگذرون .

 

7 - اشک و غصه هم پیش میاد؛ یه کم گریه زاری کن ، یه کم غصه بخور و تحمل کن و بعد حرکت کن . . . تنها کسی که تمام عمر با تو خواهد بود ، خودت هستی .

تا زنده ای زندگی کن .

 

8 - دور وبرت رو پر کن از هرچیزی که دوست داری ، فامیل ، هدایا و یادگاریها ، موسیقی ، گل و گیاه ، سرگرمیها ، هرچیزی که خودت دوستش داری .

خونه تو پناهگاه توست .

 

9 - قدر سلامتی خودتو بدون : اگر خوبه نگهش دار و مواظب باش ، اگر استوار نیست ، بهترش کن ، اگر هم بدتر ازاونی است که خودت بتونی کاری بکنی ، خوب کمک بگیر .

 

10 - در هر موقعیتی عشق خودت رو به کسانی که دوستشون داری بیان کن و بگو .

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 1:24 PM  توسط محسنی  | 

 

 

 

 

مونا جون    دختر عزیزم

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک

با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک

فقط می خوام بهت بگم تولدت مبارک

موهبتی است تو را داشتن...با تو بودن...با تو ماندن...

و این انگار خواب خوشی است در این بهار نو...

پس ای بهترین من ...

همیشه برایم بمان...

+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 10:59 AM  توسط محسنی  | 

 

افلاطون در رساله ی ضیافت خود عشق را از زبان کریستوفنوس چنین بیان میکند :

 

آدمیان نخستین دارای چهاردست بودند و چهار پا و سری داشتند به دو صورت وچهار گوش در حرکت سرعت بسیار و درن نیروی فراوان داشتند. چنان تند رفتار و چابک بودند که در صدد برآمدند به آسمان ها برآیند و به خدایان حمله برند.

 

در شورای آسمان ازوحشت آدمیان چهار پا غوغا افتاد. خدایان درمانده بودند که آنها را به جای بنشانند و یا ساعقه ای بفرستند و همه را نابودکنند. اما از نابودی آدمیان زیانی بزرگ به آنها می رسید چون دیگر پرستنده و قربانی دهنده ای نمی داشتند .

 

عاقبت زئوس خدای خدایان را فکری به خاطر رسید که دیگران نیز پسندیدند. زئوس بر آن شد که آدمیان را به دو نیم کند تا هم از قدرتمندی انها بکاهدو هم پرستند گان خود را دو چندان کند. فرمان داد و چنین شد و آنها را چنان پراکند که به زودی هر نیمه؛نیمه ی دیگرخود را گم کرد .

 

از آن زمان است که عشق به وجود آمد وچیزی که ما آن را عشق می نامیم آرزوی آدمی است که نیمه ی اصلی خود را که او را کامل می کند باز یابد.

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 10:52 AM  توسط محسنی  | 

کشاورزی که دانه های بیشتر می خواهد باید بخشی از انرا به زمین ببخشد . 

وقتی لبخند کسی را میخواهیم باید لبخند خود را ارزانی کنیم . 

اگر عشق میخواهید باید به عشق بورزید . 

اگر کمک میخواهید باید به انها کمک کنید اگر میخواهید مشت بخورید باید به کسی مشت بزنید و 

اگر میخواهید که مردم به شما پول بدهند ” بخشی از پول خود را به دیگران بدهید . 

در این باره فکر کنید مطمئن باشید که هر چه را که ببخشید به سوی شما باز میگردد .

 بعضیها میگویند: ” من تمام زندگی ام را داده ام و در ازایش هیچ چیز بدست نیاورده ام “

 بنظر نمی رسد این افراد حقیقتا چیزی را بخشیده باشند آنها در پی معامله بوده اند در زندگی

 و در این معامله ضرر کرده اند و این خیلی فرق دارد با گفته ها ی من

 سعادت و خوشبختی جریان ابدی بخشیدن و به دست اوردن است ،راه و رسم بخشیدن ‍؛

 بخشش بدون چشم داشت است . اگر در ازای انچه که می بخشی توقعی داشته باشی در واقع

 وابسته به ان پاداش هستی و هنگامیکه وابسته باشی اتفاق خاصی روی نمی دهد .

 دنبال کردن حریصانه هر چیز به معنی فراری دادن آن است .

 پس سعی کنیم خیلی به هر چیز وابسته نشویم ،روحیه بخشندگی داشته باشیم ، بتوانیم از چیزهایی که دوست داریم به خاطر آنها که دوستشان داریم ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ بگذریم ‍.

 نیکی هنری نیست به امید تلافی

 احسان به کسی کن که به کار تو نیاید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 1:13 PM  توسط محسنی  | 

 
example: